درباره وبلاگ

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من
من خودم بودم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزيد
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
خواستم بگویم که:
فاطمهدختر خدیجه بزرگ است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که:
فاطمه دختر محمد(ص) است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که:
فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که:
فاطمه مادر حسین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که:
فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.
«فاطمه،فاطمه است»
نوشته شده توسط :.:شمه:.: در 86/03/27 ساعت موضوع | لینک ثابت
باز آمدم از چشمه خواب،کوزه تر در دستم.
مرغانی میخواندند.نیلوفر وا می
شد.گوزه تر بشکستم،
در بستم ودر ایوان تماشای تو بنشستم.
نوشته شده توسط :.:شمه:.: در 86/03/05 ساعت موضوع | لینک ثابت
از خانه بدر،از کوچه برون،تنهایی ما سوی خدا میرفت.
در جاده،درختان سبز،گلها وا،شیطان نگران:اندیشه
رها میرفت.
خار آمد،وبیابان،وسراب.
کوه آمدو،خواب.
آواز پری: مرغی به هوا میرفت؟
ـــ نی،همزاد گیاهی بود،از پیش گیا میرفت.
شب میشد وروز.
جایی،شیطان نگران:تنهایی ما میرفت.
نوشته شده توسط :.:شمه:.: در 86/03/05 ساعت موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها